- بین تنهایی و من روی دیوار آیینهای بود.
- به نگاه گرفتهات ای دوست میتوان اعتماد کرد امشب؟ اشکهای نگفتهای دارم.
نوشته شده در دسته ادبيّات و هنر
بهانه
۱۲ اردیبهشت ۱۳۸۸ at ۶:۳۱ ق.ظ
نوشته هاشون فوق العاده زیبا ست ممنون
علی نادری
۱۴ اردیبهشت ۱۳۸۸ at ۷:۳۵ ب.ظ
خوشحالم که کسای دیگه غیر از فامیلام هم وبلاگم رو میخونن
بهانه
۱۲ اردیبهشت ۱۳۸۸ at ۶:۳۱ ق.ظ
نوشته هاشون فوق العاده زیبا ست
ممنون
علی نادری
۱۴ اردیبهشت ۱۳۸۸ at ۷:۳۵ ب.ظ
خوشحالم که کسای دیگه غیر از فامیلام هم وبلاگم رو میخونن