«منوچهر همایونپور» -خوانندهی این اثر- همانیست که سرود «آفتابکاران جنگل» را هم با صدای گیرای خود خوانده و نام خود را با این آثار جاودانه کرده است. در ادامه میتوانید این سرود زیبا و نافذ را بشنوید و متن آن را بخوانید.
[Audio clip: view full post to listen]
زده شعله در چمن، در شب وطن، خون [...]
بایگانی رستهها: هنر
[Audio clip: view full post to listen]
تصنیف «موج خون» یک تصنیف ملّی میهنی است که در آواز اصفهان توسط «رهام سبحانی» بر روی شعری از «مرحوم فریدون مشیری» ساخته شده و توسّط «گروه بیداد» اجرا گردیده است. خوانندگان این تصنیف «حسن شرقی» و «هاله سیفیزاده» هستند.
بشنوید این تصنیف زیبا را:
[Audio clip: view full post to listen]
اینهم متن شعر نغز آن که [...]
در پایتخت اشک دو انسان شاد نیست
دلهای تنگ هموطنانم گشاد نیست
چونان به جنگلی که تبر حکم میکند
اینجا رژیم ضدّ بشر حکم میکند
شلوار خیس می شود از ترس این رژیم
در کوچههای «غزّه» و «حیفا» و «اورشلیم»
این حرفها رسیده به هنگام چَت به من
از جانب زنی عرب و چاق و فت به من
در پاسخش نوشتهام ای چاق [...]
گریه نمیکنم، نه اینکه سنگم
گریه غرورمرو بههم میزنه
مرد برای هضم دلتنگیهاش
گریه نمیکنه، قدم میزنه!
گریه نمیکنم، نه اینکه خوبم
نه اینکه دردی نیست، نه اینکه شادم
یه اتفاق نصفه نیمهام که،
یهو میون زندگی افتادم
یه ماجرای تلخ ناگزیرم
یه کهکشونم ولی بیستاره
یه قهوه که هر چی شکر بریزی
بازم همون تلخی نابرو داره
اگه یکی باشه منرو بفهمه
براش غرورمرو بههم میزنم
گریه که [...]
بیحرمتی به ساحت خوبان قشنگ نیست
باور کنید که پاسخ آیینه سنگ نیست
سوگند میخورم به مرام پرندگان
در عرف ما سزای پریدن تفنگ نیست
با برگ گل نوشته، به دیدار باغ ما
وقتی بیا که حوصلهی غنچه تنگ نیست
در کارگاه رنگرزان دیار ما
رنگی برای پوشش آثار ننگ نیست
از بردگی مقام بلالی گرفتهاند
در مکتبی که عزت انسان به رنگ نیست
دارد [...]
کار قشنگیه
[Audio clip: view full post to listen]
فقط میتونم بگم کار قشنگیه…
[Audio clip: view full post to listen]
یه کار قشنگ دیگه از «شاهین نجفی»
(البتّه فکر نکنم خودش این کار را به این مناسبت خونده باشه ولی یه جورایی بیارتباط هم نیست)
وطن! وطن!
نظر فکن بهمن که من
به هر کجا غریبوار
که زیر آسمان دیگری غنودهام
همیشه با تو بودهام، همیشه با تو بودهام
اگر که حال پرسیام
تو نیک می شناسیام
من از درون قصّهها و غصّهها برآمدم:
حکایت هزار شاه با گدا
حدیث عشق ناتمام آن شبان
به دختر سیاهچشم کدخدا
ز پشت دود کشتهای سوخته
درون کومه ی سیاه
ز پیش شعلههای کورهها وکارگاه
تنم ز [...]